مسیر دشوار

 

     - چند روز پیش با بچه های گروه کوهنوردی رفته بودیم کوه . ساعت 4 صبح صعود رو شروع کردیم و تا قبل از سپیده دم مقداری از مسیر رو در تاریکی با کمک چراغ قوه بالا رفتیم . موقع برگشت وقتی از همون مسیر رد شدیم خیلی تعجب کردیم چون گذشتن از اونجا واقعاً مشکل بود . با خودم گفتم چطور در تاریکی بدون اینکه دور و برم رو درست ببینم تونسته بودم از اون مسیر رد بشم ؟! شاید اگه موقع صعود سختی مسیر رو میدیدیم حرکتمون کند تر میشد و به این نتیجه رسیدم که خیلی از مواقع دونستن سختی مسیره که ما رو از حرکت باز میداره و یا حرکتمون رو کند می کنه . شاید لازم باشه خیلی جاها چشممون رو روی خیلی از چیزها ببندیم ، اونوقت می تونیم راحت تر حرکت کنیم ... 

.

/ 5 نظر / 6 بازدید
نسیم

سلام عزیزم تو مگه کار و زندگی نداری که هر روز یا تو دریاای یا کویر یا رو کوه. شما دولتی ها پول نفتو میگیرید که برید گشت و گذار؟؟؟؟ چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد.( عجب غلطی کردم آخه گوهر واسه چیم بود همون بدلی ها خیلی هم قشنگ بودن!) می بوسمت و می دونی که چقدر دوست دارم. و چقدر دلم برات تنگ شده مخصوصا در این لحظه.

میری

سلام و پوزش برای تاخیرم در اجابت دعوت شما خیلی شعر زیبایی بود...بارهایت را همه بر دوش مکش[دست] با نظرتون در مورد سختی هاهم موافقم . پیروز باشید

نسیم

سلام بیا ببین واسه پسرم چی نوشتم!

هادی

سلام دقیقا همین طوره که میگی !

رضا

چشم دل باز کن که ... آنچه نادیدنیست ... در زندگی هم مسیرهای دشوار رو با چشم بصیر باید پیمود نه چشم فیزیکی متن جالب و پر معنایی بود[گل][لبخند]