این روزا هر جا که سر می کشی بوی محرم میاد یه فضای خاص که انگار انرژیش مال این

     عالم نیست و تمومی نداره . من معمولاْ خیلی توی مراسم های خاص شرکت نمی کنم . یه

     جورایی وقتی برای کارهای روحانی و معنوی تنهام انگار ارتباطم قوی تره ، مثلاً همين دهه

     محرم يا شبهاي احيا . يه دليلش هم شايد اين باشه كه خيلي به متني كه سخنران يا مداح

     مي خونه حساسم . اگه ۲ ساعت به صحبتهاي اون طرف گوش داده باشم و يه دفعه وسط

     صحبتهاش يه چيز غيرمنطقي بشنوم حالم گرفته ميشه و تمام اون ۲ ساعته به باد ميره .

     مثلاً خيلي بدم مياد كه توي روضه ها و سخنرانيهاشون از چشم و قد و بالاي حضرت

     ابوالفضل و علي اكبر و غيره حرف ميزنن . آخه مگه دليل احترام و علاقه ما به اونها به خاطر

     خوشگلي و خوش تيپي شونه ؟! يعني اگه اونها خوش چهره و بر و بازو نبودن و خال ! فلان و

     بهمان نداشتن ديگه نمي خواستيموشون ؟! نمي دونم چرا بعضي اينقدر سطحي نگرن .

     براي همين چيزاش خيلي كم اين جور مجالس به دلم ميشينه و بايد خيلي خاص باشه .

     امسال به واسطه دوران نقاهت بيماريم اصلاً نمي تونم توي هيچ مجلسي شركت كنم اما يه

      شب كه داشتم توي حياط آروم آروم قدم ميزدم صداي خوندن يه زيارت عاشوراي آسموني رو

     شنيدم كه انگار از اون ور ستاره ها ميومد . اتفاقاً چون روز قبلش بارون اومده بود آسمون صاف

      و تميز و يه دست پر از ستاره شده بود . اون قدر به دلم نشست كه نگو . احساس كردم

     همون چند لحظه و همون چند جمله كوتاه كار ساعتها رو كرد . چقدر زيبا بود . گاهي اوقات  

     بعضي صداها خيلي تأثير گذاره . مثلاً همين ماه رمضون امسال شب احياي بيست و سوم

     توي خونه تنها بودم . تلويزيون رو روشن كردم داشت دعاي ابوحمزه ثمالي پخش مي كرد .

     معمولاً اگه بخوام با خدا حرف بزنم ترجيح ميدم فارسي بگم و با زبون خودم براش ناز كنم ! اما

     ديدم داره دعا رو با زيرنويس فارسي پخش مي كنه . معنيش رو كه خوندم خيلي لذت بردم

     به نظرم واقعاً دعاي پر محتوا و تأثير گذاري اومد . بر خلاف خيلي از دعاهاي مفاتيح كه به

     نظرم خيلي سطح پائينه از دعاي ( عذر مي خوام ) ناف درد گرفته تا دور كردن جن و پري و

     هزار چيز ديگه اما بعضي دعاها واقعاً معاني بالايي دارن و اگه معني فارسيش رو بدونيم

     صوت عربيش هم قشنگ تر و معني دار تر ميشه . اون شب هم من واقعاً لذت بردم و بعد از

     چند سال كه احساس مي كردم چيز خاصي از شبهاي احيا دستگيرم نشده ، حس كردم يه

     چيز موندگار از اين شب بدست آوردم ...

.

/ 5 نظر / 8 بازدید
آناهيد

من مي‌گم شباي محرم مخصوصا تاسوعا عاشورا احتياج به هيچ صوت و زبوني نداره. همون بوي اسفندي كه سر هر چهارراه و خيابون مي‌پيچه آدمو مي‌بره به خيلي جاها كه تا حالا نرفته و نديده. دلم شله زرد خواست...

شهاب

خوشحالم که بهتری و اميدوارم که روز به روز بهتر بشی. ميدونی پريشب يه آقای تحصيل کرده و نسبتا محترم داشت از امام حسين تعريف ميکرد. می گفت ظهر روز عاشورا وقتی همه ياران امام حسين کشته شده بودند و اون تنها ميون دشت کربلا مونده بود جعفر و ضعفر جني ميان و بهش ميگن ما اومديم كمكت كنيم و امام حسين ميگه نه من مي خوام به ديدن محبوبم برم

شهاب

ميدوني بهش چي گفتم؟ گفتم آخه تو كه مثلا تحصيل كرده اي نبايد با آدمهاي بيسواد فرق كني. به قول تو امام حسين تنها بود. بعدش هم كه شهيد شد پس كي اينا رو گفته؟ هيچ جوابي نداشت كه بده

ندا

سلام ممنونم كه سر زديد من اپم