- ديشب باز دوباره ياد دانشگاه افتاده بودم . ياد ساعتهايي كه تا دير وقت توي كتابخونه

 مهندسي با بچه ها درس مي خونديم . ياد تپه ارم و شبهاي پر خاطره خوابگاه كه هيچ

 وقت دوست نداشتم تموم بشه . برخلاف بيشتر بچه ها كه وقتي ميرن دانشگاه مخصوصاً

يه شهر غريب روزشماري مي كنن كه كي درسشون تموم ميشه ، من عاشق شيراز

بودم . خاطره دانشكده سرسبز باجگاه با استادايي كه جونت رو تا مرز قبض روح

درمي آوردن فراموش نشدنيه شيراز شهر دوست داشتني منه ، هيچ وقت توش احساس

غربت نكردم انگار روح آدم يه جورايي روح آدم با روح اين شهر آشناست ..... 

.

/ 1 نظر / 3 بازدید
نسيم

شيراز روح مهربان عشق نوازش گرم بادهای تابستانی شيراز موطن روح من