- تو شیرین ترین فرهادی هستی که تاریخ زندگی من به خودش دیده ! من مشتاق تر از تو برای با تو بودنم اما بگذار تیشه همچنان در دست تو باشه . این شیرینیه تاریخه ...

.

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

[گل]

مرتضی

واقعا زیباست ممنون از حضور سبزتان

مرتضی

با مقبره بزرگان فرانسه بروزم

رضا

مهرورزان زمان های کهن هرگز از خويش نگفتند سخن که در آنجا که" تو" يی بر نيايد دگر آواز از "من"! ما هم اين رسم کهن را بسپاريم به ياد هر چه ميل دل دوست، بپذيريم به جان، هر چه جز ميل دل او ، بسپاريم به باد! آه ! باز اين دل سرگشته من ياد آن قصه شيرين افتاد: بيستون بود و تمنای دو دوست. آزمون بود و تماشای دو عشق. در زمانی که چو کبک ، خنده می زد " شيرين" ، تيشه می زد "فرهاد"! نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس، نه توان کرد ز بيدردی "شيرين" فرياد . کار "شيرين" به جهان شور برانگيختن است! عشق در جان کسی ريختن است! کار فرهاد برآوردن ميل دل دوست خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن خواه با کوه در آويختن است . رمز شيرينی اين قصه کجاست؟ که نه تنها شيرين ، بی نهايت زيباست : آن که آموخت به ما درس محبت می خواست : جان چراغان کنی از عشق کسی به اميدش ببری رنج بسی . تب و تابی بودت هر نفسی . به وصالی برسی يا نرسی! سينه بی عشق مباد!!

عاطفه

سلام گلم...خوبي؟مارونمي بيني خوش ميگذره؟[چشمک]يه بارنياي اون طرفا!!!!!!!!!!!!!! به روز كردم...منتظرتم...بوووووووووووووووووووس[ماچ]

rezagreen

سلام سمیرا خانم کجایی؟ فکر کنم آقا فرهاد اونقدر مشغولتون کرده که دوستانتونو فراموش کردین به هر حال من همیشه منتظر هستم تا نوشته های زیبای شما رو بخونم [گل][عجله]

...

[ناراحت]

یک دوست

سلام سلام ........... چقدر کوتاه و عاشقانه راستی خسرو چی میشه سهم اون یادت نره شرمنده از این غیبت طولانی ممنون که به لطف داشتی و سر زدی بازم برگشتم با ترانه تنهایی منتظر قدم های شما [گل][گل][گل][گل]

عاطفه

[ماچ][ماچ]

...

کجاییییییییییییییییییییییییی.این اقا فرهاد شمااسمشون چیه ؟ هیچ مردی ارزش محبت یا وقت صرف کردن رو نداره.بی خیال هر چی عشق و فرهاد و مجنونه.اینجور مردها فقط تو قصه ها پیدا می شن.